حق زارعانه


در حقوق ایران عقودی بنام مزارعه ومساقات وجود دارد . در این عقود چون زارع ریشه کشت خود را با اجازه مالک در زمین  وی ایجاد نموده‌ ،  لذا ریشه موجود در زمین متعلق به زارع در نظر گرفته می شود  حتی بعداز اتمام عقد ، این  ریشه حقی را برای زارع درزمین مالک ایجاد می‌نماید که اصطلاحاً بدان حق ریشه می‌گویند.در اغلب نقاط ایران زارع متصرف زمین به حکم عرف و عادت از بعضی از حقوق تصرف بهره مند است. این حقوق عموما به نام حق ریشه و یا در اصطلاح محلی در آذربایجان جوردر بعضی از نقاط اطراف تهران قراپشک  در مازندران حق تبرتراشی و  کارافه  و یا  در نقاط مختلف به اسامی مختلفی مثل : حق زارعانه ،  حق سرقفلی زراعت  ،  حق نسق  ،  حق  آبادانی ، حق  بنه ، حق آب و گل ، حق  تصرف ، حق کسب و پیشه زراعی و.....نامیده می شود .  این حق زارعانه مشابه همان حق سرقفلی است که در تجارت به کار می رود.از نظر قانون وعرف  این حق برای صاحبان آن به رسمیت  شناخته شده و ضمن اینکه مورد حمایت قوانین جاری کشور می باشد ،  قابل به ارث رسیدن به ورثه نیز می باشد .زارعی که صاحب حق ریشه است در زمانی که به هردلیل ملک را ترک می نماید  ، باید به حق خود برسد. مثلا اگر مالک اقدام به فروش ملک خود نموده و یا اگر ملک باید برای اجرای طرح های دولتی توسط دولت تملک شود و یا به هر دلیل دیگر ... حق ریشه زارع باید ارزیابی شده و به زارع صاحب حق  پرداخت گردد .  میزان حق ریشه در صورت عدم توافق بین مالک و زارع ، توسط خبرگان یا کارشناسان ارزیابی و تعیین می شود .

حق زارعانه

حق زارعانه چيست؟

اتفاق نظر:

با توجه به ماده 225 قانون مدني و همچنين رأي اصراري شماره 1 مورخ 23/1/79 ديوانعالي كشور و همچنين اشاره به حق زارعانه در قوانين ديگري مثل ماده 31 آئين نامه قانون ثبت و تبصره 2 ماده 5 لايحه قانون نحوه خريد اراضي و املاك براي اجراي برنامه هاي عمومي و عمراني .... و ماده 4 لايحه قانوني طريقه رفع مشكلات پيش بيني شده در قوانين و مقررات اصلاحات ارضي و پذيرش حق زارعانه در عرف مي بايست در رسيدگي هاي مربوط اين حق را بپذيريم . چنانچه زمين زراعي به يكي از عقود اجاره يا مزارعه جهت زراعت به ديگري واگذار گردد تحت شرايطي بعد از انقضا مدت ، تخليه آن منوط به تأديه وجهي از سوي مالك به زارع خواهد بود و ميزان آن بر اساس عواملي مانند طول مدت اجاره يا مزارعه  هزينه هايي كه براي احيا و آباداني زمين و نظاير آن توسط زارع انجام پذيرفته و حق ريشه و حق غرس اشجار با توجه دقيق به عرف محل تعيين مي گردد. درخصوص اين فرض كه در صورت باير شدن ملك كه زارع در آن نقشي نداشته است آيا زارع حق مطالبه كرد زارعانه را دارد يا خير؟نظر اكثريت همكاران اين بود كه زارع حق مطالبه كردن زراعي را دارد و مبناي محاسبه آن تا زماني است كه ملك داير بوده است. نظر اقليت در مورد باير نشدن ملك حق زارعانه تعلق مي گيرد.